|
ارميان روستايي در 25 كيلومتري جاده ميامي - شاهرود
زيارتگاه :
همانطور كه در وجه تسميه روستا گفته شد ، زيارتگاهي در روستاي ارميان قرار دارد به نام عزیز ( ارميا ) اين زيارتگاه بين تعداد زيادي چنار قرار گرفته و از پاي اين چنارها جوي آب روان است و افرا زيادي چه از اهالي روستا و چه از اطراف براي زيارت وسياحت به اين مكان مي آيند ، نظر مي كنند و حاجت مي طلبند و بايد گفت كه بسياري حاجت روا شده اند
برای شناخت بیشتر این مکان و اطلاعات بیشتر در مورد پیام بر خدا عریز ( ارمیا ) روی این مطلب کلیک کنید

كوه ها :
در جنوب روستاي ارميان كوهي وجود دارد كه به علت همجواري با روستا به كوه ارميان معروف شده است . و در غرب روستاي ارميان كوهي است كه به كوه سيلورتور ( ميانكوهي ) معروف است .

آب و هوا :
روستاي ارميان در دامنه تعدادي كوه قرار گرفته كه اين باعث شده آب و هواي اين منطقه معتدل باشد . در تابستان ها به علت همجواري با دشت كوير آب و هوايي نسبتا گرم و در زمستان ها آب و هوايي مرطوب و خنك دارد . اين آب و هوا باعث شده است كه اين منطقه داراي پوشش گياهي متنوعي باشد .

ميزان بارندگي :
ميزان بارنگي در سال در اين روستا بطور متوسط 170 ميلي متر است .
منابع آب :
منبع آب روستا بصورت رود ، چشمه و قنات مي باشد .
رود :
رود ارميان كه از دامنه كوه ارميان سرچشمه مي گيرد و در پاييز و زمستان به علت بارندگي زياد آب رود زياد شده و باعث فرسايش مي شود . در چند سال اخير جهاد سازندگي براي جلوگيري از اين روند اقدام به ايجاد سد در مسير رود نموده است تا از آب پشت سد براي مصارف كشاورزي استفاده شود .
چشمه :
چشمه رودبار بزرگترين چشمه موجود در روستاست كه از پاي كوه ارميان سرچشمه مي گيرد و مهمترين منبع تامين كننده آب شرب روستاست كه اين آب را داخل منبع كرده و چون مردم روستا آب لوله كشي دائمي ندارند ، روزي يك الي دو ساعت آب منبع را باز كرده تا مردم آب مورد نياز خود را بگيرند و دوباره آب را مي بندند .
در حال حاضر آب شرب روستا بصورت تقريبا دائمي شده است .
چشمه هاي ديگر روستا عبارتند از :
چشمه ته _ چشمه چكو _ چشمه گلو _ چشمه ريزاب _ چشمه گنداب _ چشمه خرتوت _ چشمه نارون _ چشمه محاب _ چشمه شوراب
قنوات :
قسمت عمده باغ ها و مزارع اطراف روستا از آب قنوات آبياري مي شوند ، كه اين قنوات شامل :
قنات چهنايت ( چاه عنايت ) _ كشكي _ چالخان بالا _ چالخان پايين _ چالخان كنار _ چالخان اسدالله _( چهارخان ) _ كلاته نو _ كلاته رحيمي _ كلاته مولا ( سرخه تنگه ) _ كلاته رجبي ( شورايين ) _ قنات حاج موسي _ قنات حاج يعقوب _ قنات حاج مندلي ( كاريز ) _ قنات كوگي _ قنات سنجه بن .
رودخانه ها :
تعدادي رودخانه در روستا و اطراف روستا قرار دارد كه خشك مي باشند و با بارش باران ، آب در رودخانه ها به حركت در مي آيد .
اين رودخانه ها عبارتند از :
رودخانه چهنايت ( چاه عنايت )
رودخانه گشاد
رودخانه گل طاقون
رودخانه انجير
رودخانه سيل ورتو
. . . كه همه اين رودخانه ها به رودخانه بزرگي به نام ( شاه رودخانه ) مي ريزند .
دشت :
در قسمت شمالي روستا در حاشيه جاده منطقه وسيعي قرار دارد به نام دشت عايش ؛ كه آب آبياري اين دشت از چشمه رودبار ارميان تامين مي شود و در تمام اين منطقه كاشت گندم و جو و محصولات ديگر صورت مي گيرد و همچنين باغستان هاي فراواني در اين قسمت وجود دارد .
چاپارخانه :
در قديم براي انجام امور پستس در بين راه چاپار خانه هايي وجود داشت كه در اين چاپارخانه ها چند نفر سورچي ( راننده درشكه و دليجان ) و چند نفر مهتر ( وارسي كننده اسب ها ) و چند نفر غلام پست ( پيك پست ) كار مي كردند . هر پيك به محض رسيدن به چاپارخانه اسب خود را تحويل مي داد و اسب تازه نفس مي گرفت .
در حال حاضر بقاياي يكي از اين چاپارخانه ها در روستاي ارميان در نزديكي زيارتگاه روستا قرار دارد .
مو قعيت جغرافيايي :
روستاي ارميان در طول جغرافيايي 55 درجه و 24 دقيقه و عرض جغرافيايي 36 درجه و 37 دقيقه از خط استوا و در ارتفاع هزار و پنجاه (1050) متري از سطح دريا واقع است .
حدود منطقه :
از شمال : به دهستان فراش آباد
از جنوب : به منطقه زردآبيه
از مشرق : به دهستان قدس
از مغرب : به ديزج و رويان
وجه تسميه :
نام آباديها و شهرها ريشه هاي متفاوتي دارد و عوامل مختلفي مانند : مذهب ، نژاد ، عوامل جغرافيايي ، رويدادهاي تاريخي ، شيوه زيست اقتصادي و . . . در نامگذاري آنها موثر است .
بنا به روايات و تحقيقاتي که انجام شده مشخص گرديده که نام (ارميان) متاثر از يک رويداد تاريخي مي باشد :
قرنها پيش (مشخص نيست که چند سال مي گذرد)يکي از ياران حضرت موسي به نام ذکريا(ارميا) که توسط دشمنان تحت تعقيب بود وارد اين منطقه شده ، در قسمتي از اين منطقه تعدادي چنار بلند در کنار يکديگر قرار داشتند و زکريا براي رهايي از دست دشمنان هنگامي به چنارها مي رسد از چنار مي خواهد او را پناه دهد و در آن هنگام تنه درخت شکافته و زکريا (ارميا) را درخود جاي داده و بسته مي شود و پس از آن دشمنان براي يافتن او به چنار مي رسند و شروع به بريدن چنار ميکنند تا هنگامي که اره به خون آلوده مي شود و آن زمان که دست از اره کردن چنار برداشته و از آن محل مي روند .
(و به گونه اي ديگر روايت مي کنند که به علت قطوري تنه چنار هنگامي که دشمنان چنار را مي بريدند چون کارشان تمام نشده و شب هنگام مي شد ، اره را به همان حالت در تنه چنار گذاشته و ادامه کارشان را به صبح مي انداختند و چون صبح باز مي گشتند اره در سر چنار قرار داشته و اثري از بريدگي در چنار نبوده است و چون چند روز متوالي همين اتفاق افتاده بود ، آنها دست از بريدن چنار برداشته و از آن محل رفتند.)
و به اين دليل نام اين منطقه را اره ميان نهادند و هم اکنون در همان محل زيارتگاهي قرار دارد که ارميا ( به روايتي زکريا ) ناميده شده است .
تعدادي معتقدند که نام زيارتگاه اين محل ارميا مي باشد و نام روستا هم از نام زيارتگاه گرفته شده و آن را ارميان ناميدند . ولي روايت اول صحيح تر مي باشد .
راهها :
جاده تهران _ مشهد از سمت شمال روستاي ارميان مي گذرد که در فاصله چهل کيلومتر بعد از شهرستان شاهرود يک جاده فرعي جدا شده و پس از چند کيلومتر خاکي به روستاي ارميان ختم مي شود .
و ديگر مسير ورودي اين روستا جاده آسفالته سرحدات مي باشد که از سمت شهرک صنعتي ميامي جدا شده و پس از عبور از کنار روستاهاي : کلاته اسد _ محمد آباد _ جودانه و قدس به روستاي ارميان مي رسد .
جمعيت :
تعداد خانوارهاي ساکن روستا حدود 55 خانوار مي باشد که جمعيت روستا در تابستان ها افزايش مي يابد و در زمستان ها کاهش مي يابد و جمعيت کل روستا به حدود 250 نفر و يا کمتر مي رسد .
با تشکر از گرد آورنده این مطلب
آقای : ميثم سخائي
مردن و زنده شدن إرمیای نبی
حضرت إرمیا از پیغمبران است همة پیغمبران بر توحید دعوت میكنند و همه دارای درجة عصمتند، ولی در مقامات و مراتب متفاوتند.و علم و باور آنها در یک سطح نیست.و گاه در عین ایمان برای آنان تعجب و تحیر پیش می آمد و خداوند آنان را به گونه ای به مقام یقین میرساند و البته این تحیّر در عین ایمکان بود.مثل جریان زنده شدن پرندگان در برابر حضرت ابراهیم و جریان مردن ارمیای نبی که برایتان عرض میکنیم.
طی اسنادی، ارمیای نبی در10کیلومتری شهرستان میامی از استان سمنان دفن شده است
بعد از آنكه بُختُ نَصَّر بیت المقدس را خراب كرد و هفتاد هزار نفر را در آنجا كشت و تمام آن نواحی را به تصرّف در آورد و قراء و قصبات را با خاک یكسان نمود، و بعد از آنكه سقفهاق روستا پائین آمده و مردگان به صورت استخوان های از هم متلاشی شده درآمده بودند؛ إرمیا از كنار روستا حركت میكرد. (و در بعضی از روایات كه این قضیّه را به عُزَیر نسبت میدهد صحیح نیست، این روایات سندی ندارد و از روایات آحاد است، و این قضیّه مسلّماً متعلّق به إرمیا است.)
إرمیا كه حركت میكرد، عبورش در میان بیابان به روستایی افتاد. دید كه سقفهای این روستا فرود آمده و خراب شده، و اهل روستا همه مردهاند، و استخوان هایشان از هم متفرّق و جداجدا شده، و بدن های آنان در این روستا افتاده است.
«قَالَ أَنَّی" یُحِْی هَذِهِ اللَهُ بَعْدَ مَوْتِهَا؟» ؛ از روی تعجّب و بزرگ شمردن مطلب گفت: چگونه خداوند این افراد كثیر را كه بدین صورت درآمدهاند بعد از مردنشان زنده میكند و حیات جدید میبخشد؟
إرمیا انكار زنده شدن نمیكند؛ چون پیغمبر است؛ ولی مطلب مهمّ است كه واقعاً انسان را در حیرت میاندازد.این قضیّة زنده شدن برای إرمیا از دو نقطه نظر جای تحیّر داشت: یكی از نقطة نظر اینكه استخوان ها از هم جدا شده و در شُرف پوسیدن است؛ این ذرّات مختلفه را خداوند چطور گرد می آورد و در آنها روح و زندگی میدمد؟
دیگری از نقطة نظر طول مدّت؛ چون تا زمانی كه قیامت برپاگردد و خدا بخواهد این مردگان را زنده كند، هر یک از ذرّات آنها در گوشهای از دنیا افتاده، و باد آنها را پراكنده میكند.
این دو نقطة نظر موجب تعجّب إرمیا شد، و این گفتگوئی بود كه با خود داشت، و خطوری بود كه بر قلبش نشست.
« فَأَمَاتَهُ اللَهُ مِائَةَ عَامٍ.» ؛ خداوند او را صد سال میرانید؛ همان جائی كه این تعجّب را نمود، خدا به او گفت: مُتْ، بمیر!
صد سال مُرد. الاغش هم كه با او بود مُرد. جسد خود او و جسد الاغش به روی زمین افتاده است، و مقداری انجیر یا انگور و مقداری عصیر: آب انگور چون مسافر بود از شهر با خود آورده بود، توشة راهش همان انجیر یا انگور و عصیر بود.
« ثُمَّ بَعَثَهُ و قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ.» ؛ خداوند متعال پس از صد سال او را زنده كرد و به او خطاب فرمود: چقدر در اینجا درنگ كردی؟ إرمیا نگاهی به اینطرف و آنطرف كرد و گفت: یک روز یا مقداری از یک روز!
چون وقتی خداوند او را میرانید صبح بود، و حالا كه پس از صد سال زندهاش نموده بعد از ظهر است؛ إرمیا پنداشت خسته بوده و یک شب در اینجا خوابیده است و بنابراین توقّفش یک روز بوده است. و سپس گفت: شاید شب نخوابیده باشم و از صبح تا عصر در اینجا به خواب رفته باشم، و در اینصورت توقّفش مقداری از روز بوده است.
خداوند به او خطاب كرد: بلكه درنگ تو در اینجا صد سال است، صد سال.
«فَانظُرْ إِلَی" طَعَامِكَ وَ شَرَابِكَ لَمْ یَتَسَنَّهْ.»1 ؛ نگاهی به خوراكی و آشامیدنی كه با خود آورده بودی بینداز و ببین ابداً تغییر نكرده است!
واقعا جای تعجب دارد که شخصی که هزاران سال پیش مرده است و از او حتی گردی هم نمانده چطور دوباره زنده میشود ؟ حی و حاضر برای حساب! این از قدرت بی حد خداوند قهار است و عبرتی برای بندگان.
با آنكه زودترین چیزی كه خراب میشود و متعفّن میگردد همان انگور یا انجیر و آب انگور است كه بسیار لطیف بوده و تحمّل گرما و تغییرات جوّی را ندارد.
وَ انظُرْ إِلَی" حِمَارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ ءَایَةً لِلنَّاسِ. 2 ؛ حالا نگاهی به الاغت بكن، و بدان كه ما تو را یک آیت الهیّه برای مردم قرار دادهایم؛ یک آیه و علامت برای قدرت و عظمت و جلال خود.
«وَ انظُرْ إِلَی الْعِظَامِ كَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا.» 3 ؛ و نگاهی به استخوان ها بنما، و ببین چگونه ما آنها را از زمین بلند كرده و به هم متّصل نموده و سپس گوشت به روی آنها میپوشانیم.
نگاه كن به الاغ! نگاه كرد و دید خداوند در یک لحظه تمام این ذرّات را به هم پیوسته و ذرّات استخوان ها از اینطرف و آنطرف جمع شدند، و روی آن گوشت و پوست آمد؛ الاغ برخاست و ایستاد.
ببین چگونه ما تو را زنده كردیم و استخوان هایت را به هم پیوستیم و به روی آن گوشت پوشانیدیم؛ و تو را درست و مستوی نمودیم. (ظاهراً اوّلین جائی كه از خود إرمیا زنده شد چشم او بود درحالیكه مانند غِرقِی البِیض 4: سفیدة تخممرغ بود.)
آیا اینها مورد تعجّب نیست كه در یک طرفةالعین خدا چنین كند؟ إرمیا را با استخوان های پوسیده و شكسته و خرد شده و نیز الاغش را كه درهم تجزیه و تحلیل رفته بود گرد آورده، و زنده و سالم و مستوی القامة در برابر نظر خود او قرار دهد.
جواب به دو سؤال كه إرمیا نموده بود داده شد. هم جواب طول مدّت كه صد سال گذشته است، و هم جواب تشتّت و تفرّق اجزای مردگان كه خداوند در مقابل دیدگان إرمیا اجزاء را جمع نموده و ذرّات مختلفه را به هم پیوسته و حیات داده است.
و علاوه بر این دو نقطة نظر، ما این عمل را برای آنكه آیتی برای مردم باشد انجام دادیم.
جملات «فَانظُرْ إِلَی" طَعَامِكَ وَ شَرَابِكَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انظُرْ إِلَی"حِمَارِكَ» :برای رفع استبعاد طول مدّت است؛ كه انگور و عصیر خراب نشده و الاغِ پوسیده زنده میشود.
برای عبرت مردم و مشاهدة مردم و تاریخ است، كه صد سال گذشته و نسل عوض شده و إرمیائی كه یک زمان زنده بود و در روی زمین حركت میكرد و دارای اثر بود و تبدیل به خبر شده و در صفحات تاریخ جای گرفته است، هم اكنون دوباره تبدیل به اثر شده و از لابلای كتابها و ورقها در مقابل چشم مردم به روی زمین حركت میكند.
و جملة وَ انظُرْ إِلَی الْعِظَامِ كَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا برای رفع استبعاد تفرّق و تشتّت اعضاء و اجزای مردگان است، كه برای خداوند قدیر و علیم، این امور موجب سنگینی و سختی و صعوبت نیست.
فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ و قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَهَ عَلَی" كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.5 ؛ چون زنده شدن مردگان بدین طرز برای او واضح و روشن شد، گفت: میدانم كه خداوند بر هر چیز تواناست. نفرمود: الآن دانستم، زیرا كه إرمیا پیغمبر است و از اوّل میدانسته است كه خدا قادر است، ولیكن این دانش سابق، بواسطة تبیّن و وضوح فعلی موجب سكون خاطر او شد.
منبع : معاد شناسی علامه طهرانی جلد 4.
فرآوری : محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان.
با تشکر از آقای رضا چیری گرد آورنده این مطلب
|