تبلیغات
گويش مردم منطقه فرومد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 
دوشنبه, 24 فروردین 1388 ساعت 13:48

 

کلمات اصیل فرومدی

 

کِلَنَه : بیخ ، بن و ریشه
بَدیَه : کاسه
لق لَو :  نوعی ماهی تابه
جُل : زین
خِر جِوَلَه : پارچه ای پهن مخصوص حمل علوفه
عَلُوخُرَه :نصف بار هیزم
تُنُگ : نصف عَلُوخُرَه
تُنگُلی : کوزه کوچک
مَکو : نکن
درُ وَکِش : دررا ببند
خِر پَلو : خورجین را پر از بار کردن و به جای دیگر بردن
تودَنَه : توت خشک
حَولی : حیاط
تِنَر شُو : چوبی که با آن آتش را هم می زدند
تِنشرُو : چوبی که با ان تنور را تمیز می کردند
نَدُّو : بازنده بازی
بابا کُلو : بابا بزرگ
یَک کِرَت : یک دفعه 

 کِرَت : دفعه
بَلِشتی : وسیله ای که با آن نان را به تنور می چسباندند
شِگار : حیوانی حلال گوشت که توسط افراد شکار می شده است ؛ در مورد هویت اصلی آن هنوز بحث است که چه بوده ؟ آهو ، بز کوهی ، گوزن و ...
جیک کردن گوش : راست کردن گوش

الهو =بسيار شور
تروپست = صدای فرو ريختن اوار
دتوپی = فرو ريخت
گزر = هويج
سرخا = چوب پنبه در کوزه
خرتيزو = نام يکی از مناطق اطراف فرومد
گوراست = يک بازی فرومدی شبيه الک دولک
عليبا = علی آباد ، زيرتگاهی نزديک فرومد
کوچی = توله سگ
بنوچ = گهواره
چپو = چوپان
السو گو سو = هاج و واج
برينه رو = لخت شو
وته تی = پايين بکش
وخدو = با او
چلوغ = فلج
ذروع = آروق
پيمال = تفاله چای
ورشوی = بهم خورد =کنسل شد
کروپی = همگی با هم
کرکدنگ = کرگدن
پيچل = فرسوده
هوش وپوش = بروبیاوشوروشوق قبل از انجام کاری
چقذ اشتو دری = چقدر عجله داری
لی لی = سر وصدای بیش از اندازه
گو جغوک بخورده = فضله گنجشک خوردهای ؟ کنایه از پر حرفی
خر ورندیه = صحنه بهم ریخته وبد ترکیب ازهرچیزی
حشم توشم = سپاه و لشکر (کنایه از یک خانواده پر جمعیت )
قوشن = قشون
ازبک = آدم اخمو
و ازبک ممنه = مانند ازبکها اخموست
پرخو = درگاهی کوچک
چرشو = چادر شب
ته گو = ته گودال
ایمشو = امشب
دوشینه = دیشب
خروج = آتش زیر خاکستر
کروج = در گوشه ای کز کردن وگاهی به مرغ کرچ اطلاق میگردد
پروج = محل پناه گرفتن
شوپری = خفاش
هشکی = هیچکس
وربدر = به هدر
خره اتیشک = نوعی بیماری پوستی

با تشکر از کلیه کسانی که به ما در جمع آوری و ویرایش اطلاعات یاری رساندند مخصوصا اهالی محترم روستای فرومد و آقایان اسلامی - رضا رضایی - آقای قدرتی و کلیه وبلاگهای مربوطه

 

آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 24 خرداد 1390 ساعت 10:59
 

افزودن نظر






قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

نوشته شده در 24 آذر 1390, 11.33 توسط گروه الغدير
سيب درون‌سرخ بکران، طلاي سرخ گمنام ايران     تصاويري از سيب درون سرخ که در روستاي بکران از توابع شهرستان میامی واقع در شمال شرق مناطق مرکزي ايران، پرورش مي يابد. در حالي که خبرگزاري‌هاي غربي خبرهاي متعددي درباره توليد سيب درون‌سرخ براي اولين بار در...
نوشته شده در 17 بهمن 1389, 11.49 توسط گروه الغدير
ارميان روستايي در 25 كيلومتري  جاده ميامي - شاهرود زيارتگاه : همانطور كه در وجه تسميه روستا گفته شد ، زيارتگاهي در روستاي ارميان قرار دارد به نام عزیز ( ارميا ) اين زيارتگاه بين تعداد زيادي چنار قرار گرفته و از پاي اين چنارها جوي آب روان است و افرا زيادي چه از اهالي روستا و چه از اطراف...
11474.66666666667
نوشته شده در 17 بهمن 1389, 10.30 توسط گروه الغدير
آشنايي با فرهنگ- آداب و رسوم- تاريخ و ...... روستاي قدس (سرحد) میامی مقدمه :‌ *******دهكده ها در واقع نخستين طليعه هاي تمدن زندگاني اجتماعي در زمان هاي گذشته اند كه با توطن اجداد ما در مكان هاي ثابت زراعتي پديد آمده اند . قديمي ترين دهكده ي جهان در غرب ايران بين جارامو و سارابين...
نوشته شده در 07 تیر 1389, 19.39 توسط گروه الغدير
 ((  تَبَرک   ))این بازی یک بازی حسی به شمار می شودتمامی افراد به صف می ایستند و یک نفر به عنوان برگزار کننده بازی انتخاب می شود.فرد برگزیده روی یک سکو می نشیند دست خود را قلاب می کند وافرد به صورت تبر ( با ضربه کم) بین قلاب ضربه می زنند و سریع دست خود را می کشند و فرد منتخب که آن (اُستا) می گویند...
نوشته شده در 07 تیر 1389, 19.28 توسط گروه الغدير
  ((   گلی برچند    )) افراد به دو گروه تقسیم می شوند و بنا به قرعه یک گروه در یک محل (دیوار) پشت هم به صورت قطاری به حالت 90 درجه خم شده و افراد گروه برگزیده با فاصله دور خیز میکنند وبه ترتیب روی افراد خم شده می پرند. و بلافاصله که تمامی افراد شدند یکی از افراد که به عنوان سرگروه انتخاب شده...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.57 توسط گروه الغدير
موقـعیت جغـرافـیاییمیامی در طول جغرافیایی 55 درجه و 39 دقیقه و عرض جغرافیایی 36 درجه و 35 دقیقه از خط استوا و در ارتفاع هزارو بیست و پنج (1025) متر از سطح دریاواقع است . کوه ها مجموعه ای از کوه های پراکنده درجنوب شهرمیامی واقع است ، بلندترین آنها کوه قبله نام داردکه ارتفاع آن 2700 متر است و درسمت شرق...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.55 توسط گروه الغدير
پیشـینه تاریـخی 1-پانصد سال قبل : وقفنامه دزی که یکی از اسناد معتبر و قدیمی است در سال 913 قمری یعنی تقریباً پانصد سال سال پیش تنظیم شده است و این بیانگر آن است که در آن زمان میامی باغستان های آباد داشته است . 2- هشتصد سال قبل : در کتاب فرهنگ جغرافیایی از تولیدات انگورمیامی تا 800 سال قبل یاد کرده است ....
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.35 توسط گروه الغدير
صنایع دستی  در قدیم قطیفه از مهمترین صنایع دستی این شهر بود، امروزه بارواج پارچه های جدید و پیشرفت صنایع ماشینی ، بافت قطیفه از رواج افتاده است . در گذشته زنان با چرخ ریسندگی نخ می تابیدند و از نخ به وسیله کاگاه های خانگی که شامل پایه ،ورده ،شانه ، نورد ، وماکو بود کرباس می بافتندواز کرباس ، پیراهن...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.33 توسط گروه الغدير
لباس های بومی در دوره قاجاریه مردان : کلاه نمدی یاکلاه پوستی و برخی کلاه نخی داشتند . عده ای به دور کلاه دستاری هم می بستند. قبای بلند به نام «الخالق» شال کمر، گیوه یا کفش چرمی ، دست دوز محلی داشتند. دردوره پهلوی به مرورلباس مردان تغییر کرد.کلاه نخی، کت بلند، شلوار بندی مشکی ، کفش بازاری دوز یا گیوه...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.23 توسط گروه الغدير
موقعـیت تاریـخیاز آن چه که در کتابهای تاریخی آمده است بر می آید که میامی در قسمت شرقی قومس واقع بوده است .« ... جغرافی نویسان غربقسمتی از شاه راه بین قریه های کنونی عباس آباد و لاسجرو را جزو ولایات جداگانه به رسم قومس دانسته اند و این همان ولایتی است که در کتاب ( ایزیدور خاراکسی) به اسم قومینسه دیده می...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.14 توسط گروه الغدير
مهمترین وقایع تاریخی 1- عبور شاه عباس ازمیامیمسافرت پیاده شاه عباس به مشهد موجب آبادی بسیاری از روستاهای مسیر راه و ایجاد کاروانسرا های بزرگ گردید.2- عبور ناصر الدین شاه قاجار از میامیدر روزجمعه نوزدهم محرم 1284 قمری برابر با1246 شمسی با قافله ای زیارتی از میامی می گذرد و گفته می شود در این سفر توجهی...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.06 توسط گروه الغدير
میامی در سفر نامه ها کتاب مطلع الشمس را در سال 1301قمری بر مبنای سفر اول و دوم ناصر الدین شاه به خراسان نوشته است . محمد حسن خان صنیع الدوله در باره میامی که از صفحه 240و 242 مطلع الشمس شروع کرده می نویسد : اما میامی قریه ایست آباد شبیه به قصبه و دیواری با 16 برج دارد... بنای میامی به طرحی غیر متعارف...
نوشته شده در 04 اردیبهشت 1389, 16.38 توسط گروه الغدير
 توانمندی های میامی    توانمندی عبارت است ازتواناییها و استعداد های فردی و محیطی که در یک جامعه وجود دارد. بدین معنی که برخی افراد دارای خلاقیت ها و استعداد هایی هستند که با مهیا شدن زمینه های محیطی این استعداد ها و خلاقیت ها  بروز و ظهور می گردد . لذا بر این اساس توانمندی ها  را به دو دسته بالفعل و...
نوشته شده در 16 دی 1388, 19.12 توسط گروه الغدير
نقشه راه های بخش میامی     علاقه مندان میتوانند از لینک زیر در گوگل ارث نقشه شهر میامی را ببینند
نوشته شده در 02 مرداد 1388, 03.41 توسط گروه الغدير
 ((    معو    ))  يكي از قديمي ترين والبته زيباترين بازي هاي محلي در ميامي ((معو)) مي باشد. اين بازي كه دربين مردم ميامي جايگاه بسيار دلچسبي راازآن  خود كرده است با تشكيل بيش از 10نفربه بالا آغاز مي گردد. براي اين بازي هيچ وسيله يا مكان مناسبي ضروري نيست. نحوه بازي ابتدابراي بازي...
نوشته شده در 01 تیر 1388, 23.24 توسط گروه الغدير
 ((   قايم دار جايم دار   )) يكي از بازيهاي قديمي در ميامي ((قايم دار جايم دار)) است . اين بازي كه در بين مردم ميامي بسيار شيرين وجالب مي باشد تشكيل شده از تعداي از بازيكنان ويك عدد سنگ بسيار كوچك(به اندازه دانه تسبيح). اين بازي به اين...
نوشته شده در 01 خرداد 1388, 15.16 توسط گروه الغدير
 ((     قوق به چو     ))  يكي ديگر ازبازيهاي جذاب محلي كه هم اكنون در بين جوانان وحتي خيلي از بزرگترها جاي دارد بازي قوق به چوب است.اين بازي تشكيل شده از يك عدد چوب ويك عدد توب مخصوص مي باشد . در اصطلاح محلي به توپ ((قوق ))مي گويند. اين...
نوشته شده در 25 فروردین 1388, 13.53 توسط گروه الغدير
  دليل نامگذاري شهرستان ميامي به اين نام نام آبادی ها وشهرهاریشه های متفاوتی دارد،وعوامل مختلفی مانند:مذهب،نژاد،عوامل جغرافیایی،رویدادهای تاریخی،شیوه زیست اقتصادی وغیره در نامگذاری آنها موثر است. باتحقیقاتی که انجام شده است...
نوشته شده در 24 فروردین 1388, 13.48 توسط گروه الغدير
  کلمات اصیل فرومدی   کِلَنَه : بیخ ، بن و ریشه بَدیَه : کاسه لق لَو :  نوعی ماهی تابه جُل : زین خِر جِوَلَه : پارچه ای پهن مخصوص حمل علوفه عَلُوخُرَه :نصف بار هیزم تُنُگ : نصف عَلُوخُرَه تُنگُلی : کوزه کوچک مَکو : نکن درُ وَکِش : دررا ببند خِر پَلو :...
نوشته شده در 24 فروردین 1388, 13.45 توسط گروه الغدير
  چند نمونه از گویشهای محلی میامی   اِدنی یا اِنِدنی ( می دانی یا نمی دانی) اِخوری یا اِنه خوری ( می خوری یا نمی خوری) اِمی ی یا انه ِمیی ( می آئی یا نمی آئی) اِنگیش یا اِننگیش ( به او می گویی یا نمی گویی) اِنگفتش مِن دی یم ( من...