تبلیغات
ازدواج كلا چيزه خوبيه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
پنجشنبه, 10 دی 1388 ساعت 17:16

سلام این مطالب در مورده ازدواجه كه كلا چيزه خوبيه

 

 پیشنهاد می شود برای ایجاد فرهنگ سازی در این زمینه در برخی از داستان های کتاب های درسی دانش آموزان تغییراتی بدین صورت انجام گیرد:

 

تصمیم کبری

کبری دختری شلخته و نامنظم بود و هیچ وقت اتاقش رو مرتب نمی کرد، به همین خاطر همیشه وسایلش هاش رو گم می کرد، یه روز جورابش رو نمی دونست کجا گذاشته، یه روز دنبال عروسکش می گشت ... تا اینکه یه شب که خیلی بارون می یومد و فرداش هم امتحان داشت هر چی گشت نتونست کتابش رو پیدا کنه، نن جون کبری که دید کبری از پیدا نشدن کتاب درسی اش خیلی ناراحته بهش گفت:«اَه! اعصابمو خورد کردی، چیه دو ساعته دنبال کتابت می گردی؟! می خوای پیداش کنی که چی بشه؟! مگه اون هایی که ادامه تحصیل دادن چی شدن؟! شوهر گیرشون اومد؟! همین دختر ِ خاله شمسی ات! فوق لیسانس خونده اما هنوز یه خواستگار هم براش نیومده، به جای این مزخرفات برو کتاب آشپزی و مردهای زمینی، زن های ونوسی رو بخر بخون، مطمئن باش این کتاب ها بیشتر به درد آینده ات می خورن تا کتاب های درسی!»

کبری با شنیدن صحبت های نن جونش دچار تحول های اساسی شد و تصمیم گرفت از این به بعد دختر خوبی باشه و به جای عروسک بازی، خونه داری یاد بگیره تا هر چه زودتر عروس بشه!

ما از این داستان نتیجه می گیریم ازدواج چیز خیلی خوبی است، حتی اگر باعث بشود با ازدواج کردن از مدرسه مان اخراج شده و برای ادامه ی تحصیل مجبور به رفتن به مدارس بزرگسالان شویم!

چوپان دروغگو

یه پسری بود که به دلیل نبودن استادیوم فوتبال، فرهنگ سرا و این گونه موارد در روستاشون نمی دونست چطوری اوقات فراغتش رو پر کنه، به همین دلیل فرت و فرت به همه دروغ می گفت و اون ها رو سر کار می ذاشت، تا اینکه یه روز اهالی روستا که حسابی از دست کارهای چوپان دروغگو کلافه شده بودن دور هم جمع شدن تا یه جوری چوپان دروغگو رو ادب کنن، هر کس چیزی گفت تا اینکه کدخدا بعد از تفکرات بسیار گفت:«باید این جوون رو به اشد مجازات برسونیم.»، همه فکر کردند که کدخدا داره شوخی می کنه، اما کدخدا جمله اش رو تکمیل کرد و گفت:«باید زنش بدیم!»، با شنیدن این جمله همه فهمیدن اینبار دیگه کدخدا شوخی نداره، اونها با خواهش و التماس از کدخدا خواستن در تصمیمش تجدید نظر کنه و چوپان دروغگو رو ببخشه، اما کدخدا گفت:«همینه که هست! می خواین بخواین، نمی خواین هم باید بخواین!!»

چوپان دروغگو با یکی همکلاس خواهرِ دانش آموزش که اتفاقا دختر کدخدا بود(!) ازدواج کرد، از اون روز به بعد دیگه هیچ کسی در روستا دروغی از چوپان نشنید و دیگه کسی اون رو به نام «چوپان دروغگو» صدا نمی زدند، از اون به بعد همه اون رو در روستا به اسم «چوپان زن ذلیل» می شناختند!

ما از این داستان نتیجه می گیریم به دلیل نقش ارزشمند ازدواج در کاهش جرایم جامعه هر چی زودتر ازدواج کنیم بهتره!!

 

لاک پشت و مرغابی ها

لاک پشت دوست داشت بره اون بالا بالاها، روی ابرها، چون فکر می کرد لاک پشت آرزوهاش روی یکی از اون ابرها سوار بر اسب سفید منتظرشه تا اون رو به قصر آرزوهاش ببره، به همین دلیل سال های سال به خواستگارهاش که عمدتا از لاک پشت های برکه بودن پیشنهاد رد داده بود، البته چند سالی می شد که دیگه حتی از برکه هم براش خواستگار نمی یومد، به همین دلیل تصمیم گرفت هر طوری شده خودش رو به بالای ابرها برسونه، اما لاک پشت داستان ما پر نداشت، اون یه روز به دو تا مرغابی پیشنهاد عجیبی داد، بهشون گفت دو سر یک چوب رو با پاهاشون بگیرن و خود لاک پشت هم با دهنش خودش رو از چوب آویزون کنه، مرغابی ها در ابتدا از خطر پروازهای هوایی برای لاک پشت گفتن و آمار حوادث هوایی رو براش متذکر شدن، اما بعد از شنیدن اصرارهای خیلی زیاد لاک پشت قبول کردن این کار رو انجام بدن، البته اونها به لاک پشت هشدار دادن که در طول پرواز علاوه بر خاموش کردن گوشی همراهش اصلا حرف نزنه، چون در اینصورت سقوط می کنه!، روز موعود فرا رسید، مرغابی ها با پاهاشون دو سر چوب رو گرفتن و لاک پشت هم با دهنش، مرغابی ها پرواز کردن، مرغابی ها تا بالای برج میلاد پرواز کرده بودن که یکی از مرغابی ها به مرغابی دیگه گفت: «امروز از یکی از قورباغه های برکه شنیدم یکی از مامان لاک پشت ها برای پسرش دنبال یه همسر می گرده، تو کسی رو می شناسی که بهش پیشنهاد بدیم؟!»

در همین لحظه لاک پشت داستان ما خواست یه چیزی بگه ... اما تا دهنش رو باز کرد ... با مخ سقوط کرد و لاکش فرو شد توی آتنی که بالای برج میلاده و مُرد!!

ما از این داستان نتیجه می گیریم کلا چیزی به اسم شاهزاده و اسبی به رنگ سفید وجود نداره، و کلا باید به اولین خواستگارمون جواب مثبت بدیم وگرنه شاید دیگه خواستگار گیرمون نیاد و سقوط کنیم و میله بالای برج میلاد بره تو شکممون!!

حسنک کجایی؟!

 

چند ساعتی از زمان ناهار گذشته بود اما حسنک نیومده بود تا به حیوون ها غذا بده؛

مرغ گفت: قد قد! یعنی حسنک کجایی که دلم ضعف رفت؟! پس این آب و دون ما چی شد؟!

گاو گفت: مو مو! یعنی این حسنک عجب الاغیه ها! مردیم از گرسنگی! چرا نمی یاد بهمون غذا بده؟!

خر گفت: عر عر! یعنی آره! واقعا این حسنک خیلی الاغه! دارم از گرسنگی می میمیرم.

در همین لحظه هد هد دانا وارد طویله شد و گفت: چرا دارین به صاحبتون بد و بیراه می گین؟! حسنک امروز خواهرش عروس شده و الان هم توی مراسم عروسیش داره حرکات موزون انجام میده و به همین دلیل نمی تونه بیاد بهتون غذا بده!

مرغ و گاو و الاغ با تعجب گفتن: اما خواهرش که هنوز کلاس دوم راهنمایی بود.

هدهد دانا نگاهی عاقل اندر سفیه به حیوون های طویله کرد و گفت: درسته! اما ایشون به توصیه ی عاقلان و ریش سفیدان عمل کردن!

ما از این داستان نتیجه می گیریم که ازدواج کلا چیزخوبیه و باید بهش عمل کنیم!!

 

 

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 10 دی 1388 ساعت 17:39
 

افزودن نظر






قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

نوشته شده در 24 آذر 1390, 11.33 توسط گروه الغدير
سيب درون‌سرخ بکران، طلاي سرخ گمنام ايران     تصاويري از سيب درون سرخ که در روستاي بکران از توابع شهرستان میامی واقع در شمال شرق مناطق مرکزي ايران، پرورش مي يابد. در حالي که خبرگزاري‌هاي غربي خبرهاي متعددي درباره توليد سيب درون‌سرخ براي اولين بار در...
نوشته شده در 17 بهمن 1389, 11.49 توسط گروه الغدير
ارميان روستايي در 25 كيلومتري  جاده ميامي - شاهرود زيارتگاه : همانطور كه در وجه تسميه روستا گفته شد ، زيارتگاهي در روستاي ارميان قرار دارد به نام عزیز ( ارميا ) اين زيارتگاه بين تعداد زيادي چنار قرار گرفته و از پاي اين چنارها جوي آب روان است و افرا زيادي چه از اهالي روستا و چه از اطراف...
11454.66666666667
نوشته شده در 17 بهمن 1389, 10.30 توسط گروه الغدير
آشنايي با فرهنگ- آداب و رسوم- تاريخ و ...... روستاي قدس (سرحد) میامی مقدمه :‌ *******دهكده ها در واقع نخستين طليعه هاي تمدن زندگاني اجتماعي در زمان هاي گذشته اند كه با توطن اجداد ما در مكان هاي ثابت زراعتي پديد آمده اند . قديمي ترين دهكده ي جهان در غرب ايران بين جارامو و سارابين...
نوشته شده در 07 تیر 1389, 19.39 توسط گروه الغدير
 ((  تَبَرک   ))این بازی یک بازی حسی به شمار می شودتمامی افراد به صف می ایستند و یک نفر به عنوان برگزار کننده بازی انتخاب می شود.فرد برگزیده روی یک سکو می نشیند دست خود را قلاب می کند وافرد به صورت تبر ( با ضربه کم) بین قلاب ضربه می زنند و سریع دست خود را می کشند و فرد منتخب که آن (اُستا) می گویند...
نوشته شده در 07 تیر 1389, 19.28 توسط گروه الغدير
  ((   گلی برچند    )) افراد به دو گروه تقسیم می شوند و بنا به قرعه یک گروه در یک محل (دیوار) پشت هم به صورت قطاری به حالت 90 درجه خم شده و افراد گروه برگزیده با فاصله دور خیز میکنند وبه ترتیب روی افراد خم شده می پرند. و بلافاصله که تمامی افراد شدند یکی از افراد که به عنوان سرگروه انتخاب شده...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.57 توسط گروه الغدير
موقـعیت جغـرافـیاییمیامی در طول جغرافیایی 55 درجه و 39 دقیقه و عرض جغرافیایی 36 درجه و 35 دقیقه از خط استوا و در ارتفاع هزارو بیست و پنج (1025) متر از سطح دریاواقع است . کوه ها مجموعه ای از کوه های پراکنده درجنوب شهرمیامی واقع است ، بلندترین آنها کوه قبله نام داردکه ارتفاع آن 2700 متر است و درسمت شرق...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.55 توسط گروه الغدير
پیشـینه تاریـخی 1-پانصد سال قبل : وقفنامه دزی که یکی از اسناد معتبر و قدیمی است در سال 913 قمری یعنی تقریباً پانصد سال سال پیش تنظیم شده است و این بیانگر آن است که در آن زمان میامی باغستان های آباد داشته است . 2- هشتصد سال قبل : در کتاب فرهنگ جغرافیایی از تولیدات انگورمیامی تا 800 سال قبل یاد کرده است ....
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.35 توسط گروه الغدير
صنایع دستی  در قدیم قطیفه از مهمترین صنایع دستی این شهر بود، امروزه بارواج پارچه های جدید و پیشرفت صنایع ماشینی ، بافت قطیفه از رواج افتاده است . در گذشته زنان با چرخ ریسندگی نخ می تابیدند و از نخ به وسیله کاگاه های خانگی که شامل پایه ،ورده ،شانه ، نورد ، وماکو بود کرباس می بافتندواز کرباس ، پیراهن...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.33 توسط گروه الغدير
لباس های بومی در دوره قاجاریه مردان : کلاه نمدی یاکلاه پوستی و برخی کلاه نخی داشتند . عده ای به دور کلاه دستاری هم می بستند. قبای بلند به نام «الخالق» شال کمر، گیوه یا کفش چرمی ، دست دوز محلی داشتند. دردوره پهلوی به مرورلباس مردان تغییر کرد.کلاه نخی، کت بلند، شلوار بندی مشکی ، کفش بازاری دوز یا گیوه...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.23 توسط گروه الغدير
موقعـیت تاریـخیاز آن چه که در کتابهای تاریخی آمده است بر می آید که میامی در قسمت شرقی قومس واقع بوده است .« ... جغرافی نویسان غربقسمتی از شاه راه بین قریه های کنونی عباس آباد و لاسجرو را جزو ولایات جداگانه به رسم قومس دانسته اند و این همان ولایتی است که در کتاب ( ایزیدور خاراکسی) به اسم قومینسه دیده می...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.14 توسط گروه الغدير
مهمترین وقایع تاریخی 1- عبور شاه عباس ازمیامیمسافرت پیاده شاه عباس به مشهد موجب آبادی بسیاری از روستاهای مسیر راه و ایجاد کاروانسرا های بزرگ گردید.2- عبور ناصر الدین شاه قاجار از میامیدر روزجمعه نوزدهم محرم 1284 قمری برابر با1246 شمسی با قافله ای زیارتی از میامی می گذرد و گفته می شود در این سفر توجهی...
نوشته شده در 02 خرداد 1389, 19.06 توسط گروه الغدير
میامی در سفر نامه ها کتاب مطلع الشمس را در سال 1301قمری بر مبنای سفر اول و دوم ناصر الدین شاه به خراسان نوشته است . محمد حسن خان صنیع الدوله در باره میامی که از صفحه 240و 242 مطلع الشمس شروع کرده می نویسد : اما میامی قریه ایست آباد شبیه به قصبه و دیواری با 16 برج دارد... بنای میامی به طرحی غیر متعارف...
نوشته شده در 04 اردیبهشت 1389, 16.38 توسط گروه الغدير
 توانمندی های میامی    توانمندی عبارت است ازتواناییها و استعداد های فردی و محیطی که در یک جامعه وجود دارد. بدین معنی که برخی افراد دارای خلاقیت ها و استعداد هایی هستند که با مهیا شدن زمینه های محیطی این استعداد ها و خلاقیت ها  بروز و ظهور می گردد . لذا بر این اساس توانمندی ها  را به دو دسته بالفعل و...
نوشته شده در 16 دی 1388, 19.12 توسط گروه الغدير
نقشه راه های بخش میامی     علاقه مندان میتوانند از لینک زیر در گوگل ارث نقشه شهر میامی را ببینند
نوشته شده در 02 مرداد 1388, 03.41 توسط گروه الغدير
 ((    معو    ))  يكي از قديمي ترين والبته زيباترين بازي هاي محلي در ميامي ((معو)) مي باشد. اين بازي كه دربين مردم ميامي جايگاه بسيار دلچسبي راازآن  خود كرده است با تشكيل بيش از 10نفربه بالا آغاز مي گردد. براي اين بازي هيچ وسيله يا مكان مناسبي ضروري نيست. نحوه بازي ابتدابراي بازي...
نوشته شده در 01 تیر 1388, 23.24 توسط گروه الغدير
 ((   قايم دار جايم دار   )) يكي از بازيهاي قديمي در ميامي ((قايم دار جايم دار)) است . اين بازي كه در بين مردم ميامي بسيار شيرين وجالب مي باشد تشكيل شده از تعداي از بازيكنان ويك عدد سنگ بسيار كوچك(به اندازه دانه تسبيح). اين بازي به اين...
نوشته شده در 01 خرداد 1388, 15.16 توسط گروه الغدير
 ((     قوق به چو     ))  يكي ديگر ازبازيهاي جذاب محلي كه هم اكنون در بين جوانان وحتي خيلي از بزرگترها جاي دارد بازي قوق به چوب است.اين بازي تشكيل شده از يك عدد چوب ويك عدد توب مخصوص مي باشد . در اصطلاح محلي به توپ ((قوق ))مي گويند. اين...
نوشته شده در 25 فروردین 1388, 13.53 توسط گروه الغدير
  دليل نامگذاري شهرستان ميامي به اين نام نام آبادی ها وشهرهاریشه های متفاوتی دارد،وعوامل مختلفی مانند:مذهب،نژاد،عوامل جغرافیایی،رویدادهای تاریخی،شیوه زیست اقتصادی وغیره در نامگذاری آنها موثر است. باتحقیقاتی که انجام شده است...
نوشته شده در 24 فروردین 1388, 13.48 توسط گروه الغدير
  کلمات اصیل فرومدی   کِلَنَه : بیخ ، بن و ریشه بَدیَه : کاسه لق لَو :  نوعی ماهی تابه جُل : زین خِر جِوَلَه : پارچه ای پهن مخصوص حمل علوفه عَلُوخُرَه :نصف بار هیزم تُنُگ : نصف عَلُوخُرَه تُنگُلی : کوزه کوچک مَکو : نکن درُ وَکِش : دررا ببند خِر پَلو :...
نوشته شده در 24 فروردین 1388, 13.45 توسط گروه الغدير
  چند نمونه از گویشهای محلی میامی   اِدنی یا اِنِدنی ( می دانی یا نمی دانی) اِخوری یا اِنه خوری ( می خوری یا نمی خوری) اِمی ی یا انه ِمیی ( می آئی یا نمی آئی) اِنگیش یا اِننگیش ( به او می گویی یا نمی گویی) اِنگفتش مِن دی یم ( من...